دوره 7، شماره 1 - ( 1401 )                   جلد 7 شماره 1 صفحات 10-1 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


1- دکتری روانشناسی، گروه روانشناسی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول) ، z.kia110@gmail.com
2- دانشیار، گروه روانشناسی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران.
3- دانشیار، گروه روانشناسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
چکیده:   (783 مشاهده)
هدف: بنای علوم و به ویژه علوم انسانی بر فلسفه داروینیستی و ماتریالیستی دستاوردهایی را برای انسان-شناسی تجربی به ارمغان داشته که ضمن نادیدهانگاری یا کماهمیت شماری بعد فرامادی وجود انسان رخ داده است، این نگاه ناقص در شئون حساس شناخت انسان همچون "هیجان" که قرار است در نهایت به سلامت جسم و جان او ختم شود محصولی را ارائه کرده تا انسان امروز حتی با شدتی افزون دست به گریبان بیماریهای روانی و آسیبهای اجتماعی گسترده باشد. بر همین اساس هدف از پژوهش حاضر بررسی چرخه هیجانات پلاتچیک به عنوان دیدگاه پیشتاز و مقبول در شناخت هیجانات با تطبیق بر ساختار وجودی انسان در قرآن است تا با در نظر گرفتن همزمان بعد مادی و فرامادی وجود انسان، شناخت کاملتری از طبقات هیجانی ارائه گردد.
مواد و روش ها: پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی و کمی نخست به تهیه فرم کدگذاری ارزیابی از طبقات هیجانی پلاتچیک و تصویر انسان در قرآن با استفاده از کتب و منابع پلاتچیک و قرآن و تفسیر پرداخت و در اختیار دو ارزیاب آموزش دیده قرار داده و سپس بررسی نتایج پس از محاسبات آماری انجام گردید.
یافته ها: بر این اساس لایههای 4 گانه ساختار وجودی انسان در قرآن شامل صدر، شغاف، قلب و فؤاد دایرهای جدید به عنوان خارجیترین دایره چرخه هیجانات پلاتچیک شکل دادند و لایه صدر بیشترین هیجانات را پوشش داد و هیجان عشق مهمترین هیجان در این تطبیق شناسایی شد.
نتیجه گیری: با احاطه نگاه همزمان مادی و غیرمادی به هیجانات انسان مبتنی بر قرآن؛ تعاریف طبقات هیجانی توسعه و تعالی یافت که با توجه به اهمیت هیجانات در بیماریهای روان، پیشبینی میشود سبب تغییرات مهمی در شناخت و درمان بیماریها در آینده باشد
متن کامل [PDF 844 kb]   (83 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: تخصصي
دریافت: 1399/11/16 | پذیرش: 1400/12/7 | انتشار: 1401/3/31

بازنشر اطلاعات
Creative Commons License این مقاله تحت شرایط Creative Commons Attribution-NonCommercial 4.0 International License قابل بازنشر است.